انتخاب واحد هم انجام شد . ۲۰ واحد تپل برداشتم . ۲۰ واحد تخصصی ، که مطمئن باشم ترم دیگه به حول و قوه الهی مشروط میشم .
ما روزانهها که با خیال راحت انتخاب واحد رو انجام دادیم . شبانههای هم ورودی ما هم همینطور ، اونها هم تا ظهر مشکلی نداشتن . اما از فردا برای بقیه ی ورودیهای شبانه انتخاب واحد به این صورت شد که اول باید هزینه ترم رو میپرداختن و بعد اجازه انتخاب واحد داشتن ! خلاصه اینکه بسی دلمان سوزید برایشان و بسی آنها دلشان سوزید برای خودشان و کلا همه با هم دلمان سوزید ! مخصوصا اینکه بعضیها رمز اینترنتی کارت ATM هم نداشتن و در حالی که بقیه داشتن تند تند واحدها رو برمیداشتن ، اینها توی صف بانک منتظر صدور رمز اینترنتی کارتشون بودن !
دوستان پیشنهاد دادن که این چند روز قبل از شروع ترم بریم شمال و عشق و صفا و حال و حول و ویلا و ژیلا …
با ذهنی خسته و خودکاری شکسته و معدلی خجسته و بدنی شرحه شرحه بازگشت خود را از جبهه های حق علیه باطل و ۱۵ روز دفاع مقدس در برابر تجاوز امتحانات پایان ترم اعلام میدارم .
این هم اتاق جنگ ِ رزمنده ی جان بر کف شهید ایلیا
استادهای آن طرفی ِ ذلیل مرده حسابی به معدل این ترم ما تجاوز فرمودند . یکی از این جنابان که قبلا زمان شهرداری عمو محمود ، مشاورش بوده و قبل از انتخابات کلاس را کرده بود کلاس آموزش « چگونه در انتخابات به احمد.ی نژا.د رای بدهیم » چنان امتحان سهمناکی گرفت که صد رحمت به اتفاقات افتاده توی کهریزک !
خلاصه اینکه به حول و قوه الهی این ترم هم تمام شد و در حسرت مشروط شدن ماندیم !
اگر زمان به عقب برمیگشت و باز ۲۳ خرداد میشد ، بنده چماق به دست به صف برادران ارزشی و بسیجی میپیوستم و با تمام قوا و تمام اعتقادم به خوابگاههای دانشگاه و دانشجویان ذلیل مرده حمله میبردم و هر منافق و غرب زده ای که قصد اغتشاش و اقدام علیه امنیت ملی را داشت و در پروژه شکستن شیشه های دانشگاه به منظور جلوگیری از برگزاری امتحانات ترم شرکت کرد را آنچنان مورد نوازش فیزیکی قرار میدادم که فیها خالدونش دچار تجاوز زدگی شود . حتی خودم ! الهی آنفولانزای خیکی بگیرید که نگذاشتید ما امتحان بدهیم آن موقع . که الان توی این ماه رمضان و توی این گرما و این خواب ۲۴ ساعته باید درس خواند و رفت سر جلسه امتحان و همه درسها را افتاد و مشروط شد و به فنای عظما رفت .
خانوم AT خانوم دعوت کرده برای یک فروند بازی .
اگه بخوایم از صفر شروع کنیم و یه جایی مستقر شیم زندگی کنیم، بعد خرد خرد بخوایم تجهیز شیم اولویت بندیاش چیه؟
خب من چیزهایی رو مینویسم که بدون اونها توانایی ادامه زندگی رو ندارم !
۱ . جناب آقای لپ تاپ عزیز ، همراه با دوشیزه مکرمه اینترنت پر سرعت .
با سرعتی در حد سرعت آپلود و دانلود ِ این جاپونیها و کرهایهای چشمبادامی ِ ذلیل مردهی گوربهگور شده !
۲ . حضرت آیت الله تلفن همراه – مدظله عالی – .
مجهز به جی.پی.آر.اس و یک میلیارد تومان شارژ ایرانسل جهت انجام فرایض پیامک زنی و توییت پراکنی !
۳ . والاحضرت همایونی سرخ کن کبیر .
جهت جلوگیری از احساس پوچی و افسردگی در اثر نخوردن روزانه یک کیلوگرم سیب زمینی سرخ کرده همراه با سس کچاپ .
۴ . و در آخر یک فروند خانوم خانه دار اعم از مادر ، همسر ، دوست دختر ، کلفت و الخ .
با قابلیت تجهیز خودکار به آخرین فناوری های روز دنیا در زمینه شست و شو ، رفت و روب و پخت و پز .
همچنین در راستای اشاعه فرهنگ فمینسیم خریدن نان ، ۲ بار در ماه ، توسط اینجانب تضمین خواهد شد .
طبق همون جمله کلیشهای معروف : هر کسی دوست داشت شرکت کنه از طرف من دعوته !