یلدا

یلداتون هندونه ای !

.

هندونه




زنجیر

عارضم خدمتتان که از طرف سرکار خانوم حدیثه خاتون دعوت شدیم به یک فروند بازی زنجیرکی ! که اگر قرار باشد یک سال به یک آدمی زنجیر شویم ، آن آدم خوشبخت چه کسی می‌تواند باشد !

این که بنده بخواهم یک سال به یک فقره آدم زنجیر شوم از آن مسائل استراتژیک است که کوچکترین اشتباه در بیان موضوع موجب به خطر افتادن امنیت ملی خواهد شد و بلاشک دودمانم را باد فنا خواهد برد !

اصولا برای زنجیر شدن ، تمام بانوان وبلاگستان را مجبور به قلم گرفتنیم . که در غیر این صورت توسط پدافند موشکی بانو بمباردمان اتمی خواهیم شد !‌ البته بانو به علت صفای باطن زاید الوصفش ، خلوص نیت ما را خواهد فهمید ولی خب کار از محکم کاری عیب نمی‌کند که !
به این جماعت ذکور وبلاگستان هم که همان بهتر که زنجیر نشویم . همینجوری اش برایمان کلی حرف درآورده اند وای به حال اینکه خودمان را یک سال به یک آدم سیبیل کلفت زنجیر کنیم . هرچند عمو محمودمان فرموده در ایران از این قماش ملت نداریم ولی عمو محمود کیلو چند ؟

اما به هر حال جوری که نه سیخ بسوزد نه کباب ؛ دوست میداریم فقط به یک نفر که همان بانو شکلاتی ِ عزیز ِ دلمان میباشد زنجیر شویم ، نه یک سال که عمری !

در ضمن اعلام می‌کنیم که هرگز حاضر نیستیم با این جناب آقای علیرضا زنجیر شویم ، به هیچ وجه من الوجوه و به ای نحو کان ، حتی یک ثانیه .

در آخر دعوت میکنیم از : آقایان و خانومها کلهم اجمعین . من الاولین و الآخرین .




چشمهایت

خودت که میدانی چه با من کرده آن چشمها . خودت که خوب میدانی .




دلم تنگ شده خب !

مهدی جان دوست عزیز تر از جانم ، به مناسبت تولدم ، یه فلش زیبا رو بهم هدیه داد .  دستش درد نکنه . خیلی قشنگ و باحاله ! اون مردای خواننده با اون شکل و شمایل کلی فاز مثبت به آدم میدن !
مهدی ، با اسم ned اینجا کامنت میذاره :x

یکی دیگه از دوستان هم به عنوان کادوی تولد ، پول جزوه ای رو که برام کپی زده بود نگرفت ازم !!‌ :D

سرکار خانوم مادر خانوم هم یک فروند اتوی مو بهم هدیه داد ! .. خنده نداره ! چرا میخندین ؟‌ هرچی آبرو داشتیم رفت ! نخند میگم . ئه ! در واقع این اتو برای خواهرم خریده شده ولی چون من یه بار اتو مو زدم به این مو های ذلیل مرده با یه تیر دو تا نشون زده ! اتو مو الان توسط خواهر گرام مصادره شده !‌ هنوز که دارین میخندین !‌ گفتم که خنده نداره اصلا !! آبرو نمیذارن برای ما ! [-( /:)

اما کادوی اصلی رو بانو هنوز بهم نداده ! این دو سه هفته هزارجور امتحان میان ترم و پایان ترم و پروژه و گزارش و کوفت و زهر مار داشتیم و داریم و دیدارمون افتاده به ۸ دی !

:(( تولد جوزف عزیز رو هم بهش تبریک میگم . امیدوارم ۲۰۰۸ ساله بشه و همیشه و همه جا موفق باشه . :-* این روزا برای کامنت گذاشتن توی وبلاگش باید باهوش باشی ! ):)




کتاب زندگی

.


این یکی ، هفت هزار و ششصد و هفتادمین صفحه بود ، که سوخت ..
امروز ، بیست و یکی شمع فوت کردم .




پولدار (تر) میشویم !

حضار گرامی ، چهره آقای گاف را پس از شنیدن خبر مرگ مادربزرگ ثروتمندش ،‌ ملاحظه می‌فرمایید ؟
.