من و بانو و ولنتاین

ولنتاین خود را چگونه گذراندید ؟
خب اصولا ما – من و خودم – به جهت غنای فرهنگی بالا هیچ گونه وقعی به این ولنتاین ِ تهاجم فرهنگی ننهاده و به همراه بانو ورژن ایرانی اش ، سپندارمذگان را پاس داشتیم ! هرچند که میگویند این ، ورژن ایرانی اون نیست ولی « میان عاشق و معشوق رمزی ست / چه داند آنکه اشتر می چراند » !
کادویی که به بانو تقدیم شد شامل یک فروند لیوان پر از پاستیل ؛ یک طاقه قلب قرمز خوشمل ؛ یک تخته شکلات گرانبها  و باقی قضایا بود !!
خب تا همینجایش را بدانید کافی میباشد و بقیه اش به خودمان مربوط دارد !




انار بانو

 




نامه به یک جشنواره فیلم فجر

سلام جشنواره جان ! خوبی ؟! راستش من هیچ وقت نفهیدم که چرا این همه آدم بازیگر برای سی مرغ تو غش و ضعف میروند . والله این شمسی خانوم همسایه ی دیوار به دیوار ما چهار تا مرغ چاغ و چله ی تـپـل دارد که هرکدام روزی ۱۰ تا تخم دو زرده میکنند . اصلا هم برایشان غش نمیکند و پشتک و وارو نمیزند . تازه یکیشان را هم دیروز سر برید و کباب کرد و خورد ! ولی من شنیده ام که سیمرغ های تو شیشه ای هستند و نه تخم میکنند نه میشود کبابشان کرد و خوردشان . پس چرا ملت این همه برایشان سر و دست میشکنند به عقل من که هیچ به عقل خاویر کلمنته هم نمیرسد ! تازه می آیند فریاد میزنند که من نه مرغ میخوام نه سیمرغ . اصلا من یک نگاهی به سابقه ی خدمت رسانی تو کردم و به یک نکته ی ضد انقلابی پی بردم ! ببین ، جناب دکتر احمدی نژاد ِ ما که الهی دست حسودانش برود در چرخ گوشت ؛ در این دو سالی که تکیه زده بر تخت ریاست جمهوری ، تا حالا  ۳۵ تا سفر استانی داشته ولی تو که معلوم نیست توسط کدام مرجع بی کفایتی تایید صلاحیت شده ای تا به حال حتی یک سفر استانی هم نداشته ای و کلهم چنبره زده ای در این پایتخت !  تازه تو آنقدر متبرجی که تلویزیون خانه ما خجالت میکشد تو را کامل نشان دهد و در بعضی جاها یا تو را سانسور میکند یا از دور نشان میدهد ! آخر بی تربیت اینجا خانواده نشسته یه کمی جنبه داشته باش ! تو مثلا مثل ناموس ما هستی . یه کمی آن فکل هایت را بده زیر روسری ! آفرین جشنواره ی عزیز . تو دیگر بیست و شش سالت شده و وقت شوهر کردنت است مثلا ! در واقع کلی گذشته از وقتش . بیچاره ترشیدی ! شاید همین روزها دستت را گذاشتیم توی دست یک بنده خدایی و فرستادیمت بروی خانه ی بخت ! بعد آنجا مادر شوهرت هی فحشش را به ما میدهد ! خوب نیست این همه بی حیا باشی ! به مرغ هایت هم بگو حداقل روزی یک تخم را بگذارند . ما جلوی شمسی خانوم آبرو داریم خب !




اسم هایش !

هیچ وقت نفهمیدم این اسم کذایی پارازیت یک دفعه از کجا پیداش شد و خودش رو چسبانید بالای وبلاگ ما ! از همون وقتی که سال سوم دبیرستان بودم یعنی سال ۸۳ ! بعد از اون آدرس وبلاگم چند باری عوض شد ولی این اسم بدون هیچ دلیلی هنوز روی وبلاگهام بود ! حالا چند روز پیش نشستم فکر کردم اصلا این پارازیت یعنی چی ! و چرا اسم وبلاگ من باید پارازیت باشه ؟! با اینکه به هیچ نتیجه ای نرسیدم ولی تصمیم گرفتم اسم اینجا رو به « یک عمرانی » تغییر بدم . هر چی باشه به نظر خودم کمی معقول تر ، زیباتر و با کلاس تره ! اما فلسفه ی این اسم کاملا مشخصه دیگه ! بنده یک فروند دانشجوی رشته ی عمران میباشم و « یک عمرانی » یعنی خود ِ خود ِ خود ِِ من ! منتظر انتقادات و پیشنهادات کشنده ی موافقان و مخالفان هستیم !

پ . ن : در کامنت دونی به هیچ عنوان دو نقطه دی نداریم . لطفا سوال نفرمایید ! تقصیر من هم نیست !
           دو نقطه دی در کامنت دونی موجود میباشد ! لطفا سوال نفرمایید !
پ . ن ۲ : من علامت ! را دوست میدارم




چشمهایت

شعری برای بانو
ادامه مطلب »




پسران بد

به سلامتی و به حول و قوه الهی امتحانات بنده هم تمام شد و از شنبه در جشن و سرور به سر می بریم . هم خودم و هم شکم مبارک !! این دو سه روزه هم به اتقاق چهار نفر از دوستان ، منزل مجردی یکی از بچه ها لنگر انداختیم و بسی کیفور گشتیم و حال بردیم ! و بعد از تصویب قطعنامه ای در شورای امنیت منزل ، توسط پدر و مادر گرام ، مبنی بر بازگشت هرچه سریعتر به کانون گرم خانواده ، با چشمانی گریان منزل مجردی را ترک گفته و بازگشتیم ‍! البته لازم به زکر است (به قول داداشی) که ما چند نفر ، کاملا پسرهای گوگولی و مثبتی بودیم . به جان شما . و در این مدت ، ۲۴ ساعته فقط و فقط مشغول فوتبال بازی کردن با کامپیوتر و خوابانیدن کل ِ هم بودیم و تنها یک بار شیطان در پوستمان رخنه نموده و با دیدن سه فروند از فیلم های آمریکن پای به مقایسه ی وضعیت خودمان و دانش آموزان ضد انقلابی  ِ غربی پرداخته و به حال خودمان گریستیم ! و در آستانه ی دهه مبارک فجر کمی علیه آرمانهای امام راحل شعار دادیم !




نامه به یک خط فقر

وزیر رفاه گفت : اعلام ِ خط فقر به چه درد مردم می خورد؟ (+)

خب حالا گیرم که سلام . گیرم که علیک هم گفتی ! اصلا تو یکی ارزش سلام کردن هم نداری . تویی که «از نظر روانی برای مردم ایجاد مسئله میکنی » ! ببین جناب آقای خط فقر من نمیدانم از روز اول کی تو را لقمه گرفت گذاشت توی دهان ما ! که چی ؟ حیا نمی کنی ؟ تویی که «به هیچ دردی نمیخوری و فایده ای نداری و در مفاد قانون اساسی نیامده که اگر ۱۰۰ هزار تومان باشی یا ۴۰۰ هزار تومان باید چکارت بکنیم.» اصلا تو یک خط افقی هستی که معلوم نیست سرت کجاست و ته ات کجاست و از کجا آمده ای و به کجا میروی . به جان خودم اگر دنبال سر شاخه ات باشند یا به آمریکای جهانخوار میرسند یا به این اصلاح طلبهای غیر متعهد ! یک کمی شعور داشته باش لطفا . این همه سنگ رو یخ ات میکنیم ، «میزانت را اعلام نمیکنیم» ، خودمان را میزنیم به کوچه علی چپ ، به جای آنکه بروی گورت را گم کنی ، باز هم چنگ زدی به گلوی مبارکمان و میفشاری ؟ ببینم اصلا تو به روح اعتقاد داری ؟ حالا درست که بعضی از این عناصر معلوم الحال «اعلام کرده اند که هفت میلیون و هشت صد هزار نفر در کشور زیر خط فقر میباشند» ولی خودت هم میدانی که اینها یک سری اراجیف از جبهه دوم خردادی هاست . ما اصلا چیزی به نام خط فقر را به رسمیت نمیشناسیم که بگوییم چه کسانی زیرش هستند و چه کسانی بالایش . ( اصولا زیر و بالای خط فقر بودن که مورد منکراتی ندارد منحرف التفکر ها ! )
حالا هی بیایند حرفهای ضد انقلاب بزنند . اینها میخواهند در آستانه ی انتخابات تشویش اذهان عمومی کنند . اصلا بگذار بگویند هشتاد میلیون نفر زیر خط فقرند . به ما چه .




نامه به یک کلاغ – ۲

دماغتو عمل کردی ، چرا جوابات سر بالا شده ؟!

نامه به یک « کلاغ » ۱ ( + )