بچه که بودم خونهای داشتیم با یک حوض مستطیلی ِ آبی رنگ وسط ِ حیاطش. پر از ماهی گلیهای کوچک و بزرگ. یادمه وقتی سطح آب یخ میزد و من با تعجب حرکت ماهیها رو زیر آب یخزده دنبال میکردم پدرم میگفت : ماهیها خونسردند! و خب توی همون عالم بچگی وقتی میگفتند فلانی خونسرده فکر میکردم یعنی مثل ماهیها زیر آب یخزده شنا میکنه! هرسال ماهی گلیهای توی تنگ ِ سفرهی هفت سین، اضافه میشد به ماهیهای حوض و همینطور تعدادشون زیاد میشد. یادمه یک سال سهچهار تا کلاغ ذلیلمرده شبیخون زدند به حوض و هفتهشت تا از ماهیها رو خوردند . از اون به بعد پدر یه تور مرغی میکشید روی حوض تا دست کلاغها کوتاه بشه از سفرهی چرب و نرم تازهشون ! گاهگاهی هم که یکی از ماهیها میمرد توی باغچه خاکش میکردیم و توی عالم بچگی چه ناراحت میشدم برای یک ماهی گلی کوچولوی دوست داشتنی. بعدها که خونهمون شد زندانی به اسم آپارتمان، جای حوض رو آکواریومی شیشهای گرفت که به زور شش تا ماهی چپونده بودیم توش و پدر دو سه روز یکبار آب سبز و کدرش رو عوض میکرد و هنوز هم چندتایی ماهی به زور چپوندهایم توش. اون موقع ها که حوض داشتیم ماهی های تنگ رو میریختیم توی حوض. ولی از وقتی بیحوض شدیم و آکواریوممون جا نداره، سیزدهبهدرها وقتی سبزهها رو به اّب میندازیم ماهی ها رو هم آزاد میکنیم توی رودخونه.
اینها رو نوشتم در رابطه با بازی وبلاگی نجات ماهی قرمز. بازیای که تلاش داره بهترین راه حل ها رو برای نجات ماهی قرمز ارائه کنه که یکی از این راه حل ها اینه که ماهی قرمز نخریم و به کشته شدن سالی حدود پنچ میلیون ماهی کمک نکنیم.
من با کلیت ماجرا مخالف نیستم. کاملا قبول دارم که ماهی بیچاره، توی تُـنگ تَـنگش واقعا دق میکنه. خودتون رو مجسم کنید توی یک اتاق شیشه ای ۱ متر در ۱ متر که هواش کدر و سبز میشه و هروقت صاحبخونه عشقش بکشه یه تیکه نون خشک کپک زده به عنوان غذا بهتون میده…
اما خب دروغ چرا ؟ رک و پوست کنده. من عقیدهای به نخریدن ماهی قرمز ندارم ! اگه دغدغهمون محیط زیسته که اینکار یعنی دوریجستن از محیط زیست. و اگه مسئله دلسوزی برای ماهیهاست که به نظر من بهتره به جای پاک کردن صورت مسئله و نخریدن ماهی قرمز، تعداد کمتری بخریم و بهتر ازشون مراقبت کنیم و زیاد نگهشون نداریم و رهاشون کنیم توی رودخونهها یا حوض پارکها.
خانوم AT خانوم دعوت کرده برای یک فروند بازی .
اگه بخوایم از صفر شروع کنیم و یه جایی مستقر شیم زندگی کنیم، بعد خرد خرد بخوایم تجهیز شیم اولویت بندیاش چیه؟
خب من چیزهایی رو مینویسم که بدون اونها توانایی ادامه زندگی رو ندارم !
۱ . جناب آقای لپ تاپ عزیز ، همراه با دوشیزه مکرمه اینترنت پر سرعت .
با سرعتی در حد سرعت آپلود و دانلود ِ این جاپونیها و کرهایهای چشمبادامی ِ ذلیل مردهی گوربهگور شده !
۲ . حضرت آیت الله تلفن همراه – مدظله عالی – .
مجهز به جی.پی.آر.اس و یک میلیارد تومان شارژ ایرانسل جهت انجام فرایض پیامک زنی و توییت پراکنی !
۳ . والاحضرت همایونی سرخ کن کبیر .
جهت جلوگیری از احساس پوچی و افسردگی در اثر نخوردن روزانه یک کیلوگرم سیب زمینی سرخ کرده همراه با سس کچاپ .
۴ . و در آخر یک فروند خانوم خانه دار اعم از مادر ، همسر ، دوست دختر ، کلفت و الخ .
با قابلیت تجهیز خودکار به آخرین فناوری های روز دنیا در زمینه شست و شو ، رفت و روب و پخت و پز .
همچنین در راستای اشاعه فرهنگ فمینسیم خریدن نان ، ۲ بار در ماه ، توسط اینجانب تضمین خواهد شد .
طبق همون جمله کلیشهای معروف : هر کسی دوست داشت شرکت کنه از طرف من دعوته !
جناب جوزفوپولو دعوت کرده برای شرکت در بازی « رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد؟ »
به نظر من مهمترین ویژگی یک رئیس جمهور راستگویی و صداقته
یک رئیس جمهور به عنوان نماینده یک ملت چه در مسائل خارجی و چه داخلی نباید چیزی به جز حقیقت بگه .
نباید دچار خرافه بشه و اونقدر خودش رو به دین بچسبونه که از اون ور بام بیفته !
رئیس جمهور آینده نباید برای خودش هاله ای از نور درست کنه . نباید به منتقدانش لقب بزغاله بده . نباید معتقد باشه به جای خودش کشور رو امام زمان مدیریت میکنه . نباید شعار الکی بده وقتی نمیتونه نفت رو بیاره سر سفره ها . نباید دروغ بگه . نباید دروغ بگه . نباید تهمت بزنه . نباید اخلاق رو زیر پا بذاره . نباید کاری کنه که حالم ازش به هم بخوره .
یک رئیس جمهور به عنوان رئیس قوه مجریه نباید حرف از تغییر قانون اساسی بزنه . که اگه واقعا میخواست قانون رو عوض کنه ۸ سالی که رئیس مجلس بود باید به فکر می افتاد . یک رئیس جمهور نباید بازیچه یک مشت آدم قرصت طلب بشه . نباید احمق جلوه کنه . حداقل باید بلد باشه مفهوم و درست حرف بزنه !
یک رئیس جمهور به عنوان کسی که به خاطر اتفاقات این چهار ساله احساس خطر کرده و وارد صحنه شده نباید در برابر پرده دری های بعضی ها به لرزه بیفته . نباید هنگ کنه . نباید مدام بگه چیز ! اما باید مثل اون ده دقیقه آخر با صلابت و محکم باشه . یک رئیس جمهور نباید یادش بره که در دوران نخست وزیری خودش هم رفتار بعضی ها خیلی بدتر از الان بود ولی عکس العملی نشان نداد و اعتراضی نکرد .
در واقع طبق فرمایش sober : رئیس جمهور آینده مملکتم، نباید!! چشمهایش را ببندد و دهانش را باز کند!!
خاله حدیثه دعوتمان کرده به یک فروند بازی جالب انگیز ناک ! .. وقتی ایلیا کوچک بود ..
با تشکر ویجه از عمو هوشنگ ؛ ابدا کننده این بازی باحال .
عکسهای دوران کودکیمان را قرار میدهیم و همانا میرویم برای خودمان اسپند دود مینماییم تا کور شود چشم شور حسود !
ولنتاینتان و ولنتاینمان مبارک باشد همی . تولد آبجی شادی هم مبارک باشه هزار بار .
عارضم خدمتتان که از طرف سرکار خانوم حدیثه خاتون دعوت شدیم به یک فروند بازی زنجیرکی ! که اگر قرار باشد یک سال به یک آدمی زنجیر شویم ، آن آدم خوشبخت چه کسی میتواند باشد !
این که بنده بخواهم یک سال به یک فقره آدم زنجیر شوم از آن مسائل استراتژیک است که کوچکترین اشتباه در بیان موضوع موجب به خطر افتادن امنیت ملی خواهد شد و بلاشک دودمانم را باد فنا خواهد برد !
اصولا برای زنجیر شدن ، تمام بانوان وبلاگستان را مجبور به قلم گرفتنیم . که در غیر این صورت توسط پدافند موشکی بانو بمباردمان اتمی خواهیم شد ! البته بانو به علت صفای باطن زاید الوصفش ، خلوص نیت ما را خواهد فهمید ولی خب کار از محکم کاری عیب نمیکند که !
به این جماعت ذکور وبلاگستان هم که همان بهتر که زنجیر نشویم . همینجوری اش برایمان کلی حرف درآورده اند وای به حال اینکه خودمان را یک سال به یک آدم سیبیل کلفت زنجیر کنیم . هرچند عمو محمودمان فرموده در ایران از این قماش ملت نداریم ولی عمو محمود کیلو چند ؟
اما به هر حال جوری که نه سیخ بسوزد نه کباب ؛ دوست میداریم فقط به یک نفر که همان بانو شکلاتی ِ عزیز ِ دلمان میباشد زنجیر شویم ، نه یک سال که عمری !
در ضمن اعلام میکنیم که هرگز حاضر نیستیم با این جناب آقای علیرضا زنجیر شویم ، به هیچ وجه من الوجوه و به ای نحو کان ، حتی یک ثانیه .
در آخر دعوت میکنیم از : آقایان و خانومها کلهم اجمعین . من الاولین و الآخرین .
مهدی جان دوست عزیز تر از جانم ، به مناسبت تولدم ، یه فلش زیبا رو بهم هدیه داد . دستش درد نکنه . خیلی قشنگ و باحاله ! اون مردای خواننده با اون شکل و شمایل کلی فاز مثبت به آدم میدن !
مهدی ، با اسم ned اینجا کامنت میذاره
یکی دیگه از دوستان هم به عنوان کادوی تولد ، پول جزوه ای رو که برام کپی زده بود نگرفت ازم !!
سرکار خانوم مادر خانوم هم یک فروند اتوی مو بهم هدیه داد ! .. خنده نداره ! چرا میخندین ؟ هرچی آبرو داشتیم رفت ! نخند میگم . ئه ! در واقع این اتو برای خواهرم خریده شده ولی چون من یه بار اتو مو زدم به این مو های ذلیل مرده با یه تیر دو تا نشون زده ! اتو مو الان توسط خواهر گرام مصادره شده ! هنوز که دارین میخندین ! گفتم که خنده نداره اصلا !! آبرو نمیذارن برای ما !
اما کادوی اصلی رو بانو هنوز بهم نداده ! این دو سه هفته هزارجور امتحان میان ترم و پایان ترم و پروژه و گزارش و کوفت و زهر مار داشتیم و داریم و دیدارمون افتاده به ۸ دی !
تولد جوزف عزیز رو هم بهش تبریک میگم . امیدوارم ۲۰۰۸ ساله بشه و همیشه و همه جا موفق باشه .
این روزا برای کامنت گذاشتن توی وبلاگش باید باهوش باشی !
جوزف عزیز منو به یک بازی دیگه دعوت کرده . ۲۴ ساعت آخر زندگی .
خب به نظر من این که بدونی تا ۲۴ ساعت دیگه بی دیار باقی می شتابی زیاد هیجان انگیز نیست . همه ی کیفش به اینه که کاملا ناگهانی و یهویی به خدمت جناب عزرائیل خان شرف یاب بشی . اصلا همه ی مزه ی زندگی به همینه که ندونی کی میمیری ! ادامه مطلب »
خب همچنان توسط جناب کاپیتان به بازی دعوت شده ایم . بازی کلمات ! ظاهرا توی این بازی باید یک جمله شش کلمه ای بنویسیم . خب این هم جمله ی شش کلمه ای من :
شیش سیخ جیگر سیخی شیش هزار
اگه تونستی شیش بار پشت سر هم بگی !
[ما که رفتیم آسیا] لحظه ی گل انقدر داد زدم که الان صدام کاملا گرقته و درست نمیتونم صحبت کنم . همسایه ی پایینی با وحشت اومد در خونه که چی شده ؟ کی مرده ؟ زلزله شده ؟ دعوای خانوادگیه ؟ آمریکا موشک زده ؟ به هر حال واقعا قهرمانی شایسته ی پرسپولیس بود . خوشحالم که به حقش رسید .
افشین امپراتور واقعا دوست داریم . تبریک میگم قهرمانی ارتش سرخ رو .
[هله هوله جات] توسط جناب کاپیتان بدون هواپیما به بازی هله هوله دعوت شدم . با عرض تشکر و ممنون سپاسگزاری و مرسی و اینا و آرزوی اینکه الهی توی قرعه کشی ایرانسل یک فروند هواپیمای دونفره با مجوز پرواز برنده بشی ، اجازه میخوام قبل از هرچیز یادی بکنم از نخود فرنگی . این معظل جهانی این غده سرطانی ، این عامل اختلال در امنیت ملی ، این گردالوی سبز رنگ بی ریخت . من از همین تریبون اعلام میکنم که از نخود فرنگی متنفرم و اصولا وقتی میبینمش رنگم مثل خودش سبز میشه
. خب هرکس از یه چیزی بدش میاد دیگه .
هله هوله جات کلا زیاد میخورم . شاید محبوب ترینشون چی توز موتوری باشه . در رده های بعدی هم چوب شور و کراکر نمکی ( که قدیما اسمش توک نمکی بود ) ، لواشک و انواع آلوهای فراوری شده و کلا هرچی که ترش و شوره . کرانچی رو عاشقم ! همچنین بستنی اسپیرال دایتی . از نوع شاتوتی گهگاهی . از شیرینی جات نون خامه ای رو دوست دارم و رولت . کلا شیرینی های تر رو بیشتر از شیرینی های خشک دوست دارم . آلوچه و چغاله به وقت خودش پای ثابت تمام وعده های غذاییمه ! پاستیل اگه ببینم بهش رحم نمیکنم ! مغز کاهو و هویج رو هم اگه بشه جزء هله هوله ها گذاشت زنده نمیذارم ! از بین آجیل ها هم فندق رو واقعا دوست دارم و شده که یک کیلو فندق رو یک روزه بخورم ! تخمه شمشیری هم که جای خودش رو داره . بعضی وقتا در صدر جدول جای چی توز موتوری رو میگیره ! خلاصه کلا زیاد هله هوله میخورم . یه دونه آدامس نعنایی اولیبس هم همیشه توی دهنم جا خوش کرده ! دوتا دیگه از هله هوله هایی که با ولع میخورم مجله های چلچراغ و همشهری جوان میباشند . کتاب و رمان هم میخوریم البته !
جوزف عزیز منو به بازی نامه نگاری برای هزاره پنجاه و دوم دعوت کرده . منم طبق وظیفه یک فروند نامه نوشتم .
سلام هزاره ی پنجاه و دوم جان ! حالت خوب میباشد که انشالله ؟! ما که اینجا در هزاره ی سوم حالمان در قوطی می باشد اساسی . حالا به چرایش کار نداشته باش دیگر . همینجوری قبول کن جان مادرت . چه خبرا ؟ خوش میگذرد ؟ خانوم بچه ها خوب میباشند ؟ سلام برسان خدمتشان ! بگو مشتاق دیدار . راستی من الان یک چیزی فهمیدم گفتم به تو هم بگویم در شادی ما شریک شوی . امسال عید بنزین آزاد میدهند به ما . آخ جان ! لیتری ۴۰۰ تومان . اوضاع بنزین آنجا چطور است ؟ شما هم هنوز کارت سوخت دارید ؟ اصلا میدانی بنزین چیست ؟ ببینم اکسیژن چی ؟ سهمیه بندی نشده هنوز ؟ مولکولی چند میخری ؟ راستی دایی جان هم سرمربی تیم ملی ما شد . آنجا چطور ؟ هنوز سرمربی تیم ملی هست ؟ والله ما از وقتی یادمان هست این جناب در تیم ملی بود . حدود پنجاه هزار سالی . گفتم حالا شاید پنجاه هزار سال دیگر هم بخواهد به ما افتخار بدهد . از تاسیسات نطنز چه خبر ؟ احتمالا موزه شده تا حالا . ببینم شما هم هنوز میگویید انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؟ راستی هزاره جان برو توی کتابهای تاریخت یک نگاهی به سالهای ۲۰۱۰ به بعد بیانداز ببین بالاخره آمریکا به ما حمله کرد یا نه ! مردیم از دلشوره ! ببینم هزاره جان ، توی شناسنامه ات چند تا مهر انتخابات داری ؟ من خودم مال خودم را شمردم ۱۲ تایی میشد ! دلت بسوزد ! البته دیگر میخواهند برای ما انتخابات را الکترونیکی کنند و مهر بی مهر ! حیف شد داشتیم رکورد میزدیم ها . تازه من دیشب سنتوری را دیدم . تو که ندیدی . باز هم دلت بسوزد . محسن نامجو را هم که نمیشناسی ؟ واقعا نصف عمرت بر فنا ! تازه بگویم از عشقم ، دکتر محمود احمدی نژاد ، که معجزه ی هزار ی سوم است . هزاره پنجاه و دوم جان تو معجزه چی داری ؟ ها ؟ من میدانم نداری . مثل دکتر محمود دیگر زاده نمیشود . روزگار بعضی چیزها را دوبار تکرار نمی کند ! به جان خودم . هزاره ی پنجاه و دوم جان میدانم که الان تاریخ را که میخوانی روی ما اسم انسانهای اولیه گذاشته ای ولی خداییش ما چندان هم اولیه نیستیم . داریم ماهواره هوا میکنیم خودمان . با فناوری بومی ! با توانایی حمل کلاهک هسته ای ! نه دیگر این قسمتش را غربی ها اضافه کرده اند که چهره ما را مخدوش کنند . ببینم شما هم جرج بوش دارید ؟ نه ؟ حیف شد . اگر داشتید میدادم عمو محمود احدی نژاد یک فروند یک نامه ی زیبا برایش بنویسد که کمی آدم شود . از همین نامه های زیبای خودم . خب دیگر زیاد حرف زدم . غرض فقط احوال پرسی بود . گاه گاهی به ما سر بزن . سر مزارمان گل بگذار . فدای تو بروم . خدانگهدار .