دوم راهنمایی که بودیم دبیر تاریخی داشتیم به نام آقای دست گشاده . انصافا اطلاعات تاریخی خیلی زیادی داشت و دبیر خوبی بود . اما خب به خاطر قسمت دوم فامیلی اش بچه ها کلی مسخره اش میکردند . کم کم توی کل مدرسه ( که سمپاد بود با راهنمایی و دبیرستان مخلوط و ۱۶ تا کلاس حدودا ۳۰ نفره داشت ) جناب دست گشاده شده بود پای ثابت جلسات خنده و لودگی بچه ها . این قضیه به گوش خودش هم رسیده بود انگار . کار به جایی کشید که یک روز آمدند گفتند آقای دست گشاده ، دبیر تاریخ را ، از این بعد با نام علوی صدا بزنید . ظاهرا بنده خدا رفته بود فامیلی اش را عوض کرده بود . نتیجه کار اما برایش گران تمام شد . از فردا کل مدرسه صدایش میزدند : علوی گشاده !
سانی گفته :
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
ما اوچیک شماییم
سحر گفته :
پاسخ
سحر گفته :
فامیلی یکی از بچه ها “گلابی” هست !
استادا بعد از خوندن فامیلیش همچین یه لبخند ملـــــــــــــــــــــیح رو لباشون میشینه
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
گلابی که خوبه . ما یه فامیلی هایی داریم که نگو
شازه گفته :
آقا ما هم یه معلم داشتیم ( خدا حفظش کنه هر جا هست ) فامیلیش پروانه بود و تا ته ماجرا رو خودت بخون دیگه ……
پاسخ
شیده گفته :
یه دبیری داشتم فامیلش سبزی آبادی بود ، هی میگفتیم اسمت چیه طفره میرفت ، آخرش که کشف کردیم هی به بهانه های مختلف ازش سوال میپرسیدیم که اسمشو صدا کنیم

فک کنم همه تو دوران تحصیل یکی دوتا از این معلما داشته باشن
پاسخ
پدرام گفته :
بنده خدا این معلما از دست ما چی نمی کشن! حلالمون کنـــــیـــــــــــد!
ما هم یه معلم فیزیک داشتیم اسمش آقای یادگاری بود. بهش می گفتیم عمو یادگار نمی ری توو غار؟!
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
اسمایلی ایران رادیاتور
هلیا گفته :
بیچاره آقای گشاده
این ابا اجداد بعضیا هم موقع انتخاب فامیلی مبارکشون یه ذره به اون مغزشون فشار نیاوردن!!!
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
واقعا !
آرمان گفته :
سلامت خدمت عمو گشاده !
حیف اون بنده خدا که عمرشو تلف شما ایادی استکبار کرده !
.
ایلیا !
چیزی از بتون نگفتیا !
افتخار آفرینتو تبریک میگم.
آی ملت ، اینا تو کشور شدن دوم ها !
.
( دیدی، دیدی اون یارو مورد رو نگفتم ، قالب بزن بیام بلاگها !)
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
ما به علت صفای باطن و مناعت طبع و خلوص نیت و اینا چیزی نگفتیم . اما از شما به علت این کامنت نهایت تشکر را دارا میباشیم
تازه ایمیل اختصاصی هم میدیم .
arman@bloghaa.com
قالب اختصاصی برای بلاگها ۱۵۰۰۰ تومان ! توی انجمن بخون
آرمان پاسخ داده :
دیدی؟ دیدی؟ دیدی دلت میخواد بگم؟
بگم؟ بگم؟ بگم؟
عمو هوشنگ گفته :
یکی بود وقتی داشتم روزنامه کنکور رو میخوندم و دنبال اسم خودم میگشتم ،اسمش :
” پناه بر خدا ”
بود !
احتمالا تو بیمارستان باباش با دیدنش کلی کف کرده بوده
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
واقعا پناه بر خدا !
حمید گفته :
هاهاها!
یادش بخیر دوم دبیرستان مام یه ناظمی داشتیم به اسم آقای “چشمی” اونم ما از بس عوض کردیم فامیلیشو عوضید !حکایتها داشتیم !
راستی یه سر به سایت عمرانم بزن
CafeOmran.Com
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
خب سر میزنم ولی هیچی توش نیست که
علی رضا گفته :
خیلی باحال بود
راستی بابا بچه باهوش سمپادی؟!! تهران بودی ؟!!
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
چشمات باحال میبینه
نه تهران نبودم
افسانه گفته :
خدایاااااا مردم از خنده
پاسخ
افسانه گفته :
من یه دوست داشتم فامیلیش بوربوری بود بهش میگفتیم قور غوری
پاسخ
سحر گفته :
تا چند روز دیگه میتونی یه دفتر از فامیلی های با مسمی (؟!) پر کنی ها
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
آره دقیقا به همین فکر میکردم
atefeh گفته :
pesare bad !! man 1 bar vase in poro bazi ha 1 hafte ekhraj shodam:D
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
نیمه خالی لیوان گفته :
آخه شما پسرها چرا اینقدر بدید و معلمها رو اذیت می کنید؟
بعد مدتها چشمم به روی ماه وبلاگت آشنا شد. این فید ریدر ها هم چیزهای چرتی هستند ها. در مورد طرح کنده شدن پوسته ت و دیده شدن چیزی آن زیر، خواستم بگویم فکر نکنی دارم غبطه می خورمهاااااا! رسما دارم حسودی می کنم!
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
nana گفته :
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
یا اباالفضر
دلارام پاسخ داده :
دوشیزه شین گفته :
سلام
ما هم از این کارا میکردیم.یک معلم داشتیم که به گچ میگفت گژ ، یکی هم بود که به کنکور میگفت کونکور.
خیی بهمون فشار میومد که جلوشون نخندیم
پاسخ
آقای مینیمال گفته :
ما یه معلم داشتیم رشتی بود
بهش می گفتیم کلک رشتی
سر این موضوع به من مستمر نهایی۷ داد
پاسخ
مهـ ــرزادیـ ــوونه گفته :
سلام . ماهم یه استاد داشتیم سبک دست. بهش می گفتیم سبک مغز!!! کل دانشگاه……………. فک کــــــــــــــــــن
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
مهـ ــرزادیـ ــوونه گفته :
قسمت دهم
پاسخ
اسیردل گفته :
قضیه بتون چیه ایلیا؟
دوره کاردانی ۲ تا همکلاسی داشتیم که فامیلیشون خیلی زشت بود.
منظور نیمه خالی لیوان از کنده شدن پوسته و این چیزا چیه؟
ظاهرا تو این مدت که من سیستم نداشتم کلی تغییرات اینجا رخیده و ما هم نخبر.
من که هیچوقت صداشون نمیکردم.هر وقت کارشون داشتم با گفتن ببخشید اونها رو متوجه خودم می کردم.
فکرشو بکن به جای اینکه بگم خانم فلانی با آقای فلانی بهشون می گفتم ببخشید
از من نشنیده بگیرید ولی خوب فامیلیه دیگه:اندرابی.اون یکی هم انداده بود
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
مسابقات بتن ملی ایران ، تیم دانشگاه ما دوم شد
گوشه سمت راست وبلاگ رو ببین . یه تیکه سبز هست . موس رو ببر روش
سوبر گفته :
عجب موجوداتِ بدجنسی بودین، بنده خدا
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
خورشید گفته :
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
بیلی ؟ کلنگی؟
خورشید گفته :
اوصولا ما اول همه میخونیم آخر همه کامنت میذاریم
پاسخ
ایلیا پاسخ داده :
اصولا خوندن مهمه . کامت گذاشتن که مهم نیست
Magenta گفته :
به بانو می گم ادبت کنه!
پاسخ
آرمان گفته :
پسر گلم !
بازم کمک !
این بلاگفا هرکدی که بهش میدم برا انتقال صفحه ایراد میگیره که حق نداری فلان عبارت رو استفاده کنی ! نمود مارا !
چیزی دم دست نداری؟
پاسخ
Jozeph گفته :
خاطرات و خطرات اثر “ایلیا عمرانی”
پاسخ
اسیردل گفته :
ببخشیداااا ولی ما که گوشه سمت راست وبلاگت چیزی نمیبینیم.
پاسخ
تاکاشی گفته :
واااااااااای از دست مستر ایلیا و دوستانش
پاسخ
امیرعلی گفته :
دوم راهنمایی که بودین ، میدونستین گشاد و تنگ و این چیزارو؟؟؟؟ واقعا که ، خیلی بی ادب بودین :دی
پاسخ
هلیا گفته :
اره خودمم فک میکردم اسم وبلاگ بره تو اون تابلوه اما نرفت
به نظر تو راهی داره؟
پاسخ
دلارام گفته :
سوم دبیرستان یه دبیر ادبیات داشتم اسمش (قره تپه) بود شانس بد من اون روزا فیلم نقطه چین میداد که به بامشاد میگفتن تپه.منم یه روز سوتی دادم گفتم خانم تپه
دیگه بقیشم نمیگم دیگه
پاسخ
هلیا گفته :
مرسی بابت راهنماییت

فک کنم کلا بی خیالش بشم سنگین ترم
پاسخ
آقای عشق(ع) گفته :
سلام..


وه!
چقدر خاطرات چیزدار!
بعضی از متن ها هست که نظراتش از خودش باحالترن، یکی همین متن!
با خوندن هر نظر کلی خندیدم!
پاسخ
حدادزاده گفته :
دستت درد نکنه،
زنده باشی
پاسخ
آرمان - - یک مالباخته ! گفته :
ببین میگم این دومینی که اینجا وارد کردم رو برام ثبت کن !
اگه جیک ثانیه ثبت نشد !
پاسخ
خواب کوتاه گفته :
شما پسرا چقدر بی ادبید آخه
/ اصلا حالا که اینجور شد ایشالا معاف نشی
و اینکه پسرداییم می گفت وسط سال مستخدمشون عوض شده بود بعد روز اولی که مستخدم جدیده اومده بوده ، بلندگوی مدرسه به صدا در میاد که ” آقای چونی به دفتر مراجعه کنن . آقای چونی ! ”
پسر داییم می گفت کل مدرسه یکدفعه ساکت شد . بعدشم گفتن نداره دیگه
پاسخ
آرمان گفته :
دیدی عصر شد؟
پاسخ
مریم خانومی گفته :
وای وای بچه های بد
پاسخ